حسين شهيدى مازندرانى
5
سرگذشت تهران ( فارسى )
پيشگفتار بيش از هزار سال است كه نام تهران در برخى از نوشتههاى پيشينيان آمده است و دويست و چندسال از پايتختى تهران مىگذرد . تهران از ديهى كوچك و مردمانى اندك با خانههاى زيرزمينى ، تبديل به شهرى بىسروبن شده با آسمانخراشها و برجهاى سربرفراشته در آسمان و ميليونها مردمى كه از بام تا شام در تكاپو و تلاشند . نوشتن سرگذشت چنين شهرى در اين درازناى تاريخ بس دشوار مىنمايد ، زيرا سرچشمهها و منابع و آگاهى از گذشتههاى دور تا پايان دورهء قاجار بس اندك و نارسا است ، به ويژه انكه بيشتر آن منابع نيز از ديد بيگانگان است كه نمىتوان به همهء گفتهها و نوشتههايشان استوار بود . در چند دههء گذشته نيز برخى از همميهنان در اين راه كوشيدند و كتابها و گفتارهايى چند دربارهء تهران انتشار دادند كه جز شمارى اندك ، بقيه تكرارى و رونويس از نوشتههاى ديگران ، بدون ذكر مأخذ است . اما كتاب « سرگذشت تهران » خود سرگذشتى ديگر دارد . چرا كه پايهء اين نگارش براى يك رشته برنامه راديويى گذاشته شده بود . تهيهكننده گرامى و فرهيختهء راديو « آقاى محمد مهاجر » در زمستان سال 1377 پژوهش و تحقيق در اين كار را به من پيشنهاد كردند كه پس از مدتى مطالعه و جستجو در منابع گوناگون ، نخستين برنامه نيم ساعته به نام « تهران در گذر زمان » در تاريخ چهاردهم امرداد سال هزار و سيصد و هفتاد و هشت ، با گويندگى هنرمند ارجمند و گرامى و همراه مهربانم ، خانم مهين نثرى ، همراه گفتگو با استادان و پژوهندگان و سالخوردگان از راديو تهران پخش شد و تاكنون نيز ادامه دارد . دليل اينكه چرا عنوان كتاب از « تهران در گذر زمان » به « سرگذشت تهران » تبديل شد ، اين است كه پس از گذشت زمانى از پخش برنامهء « تهران در گذر زمان » از راديو ، در يكى از كتابفروشىها كتابى با همين عنوان ديدم و اين امر سبب تغيير نام كتاب گشت . پس از به پايان رسيدن كتاب در سال هشتاد ، بر آن شدم تا آن را به چاپ رسانم و آقاى ناصر غلامى كه خود يكى از فرهنگ دوستان زمانه و ناشر آثار گرانقدرى هستند اين كار را به عهده گرفتند .